حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 176
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
در آن زمان آنجا مراسم قربانى به عمل مىآمده ستونهاى اين معبد شبيه بيكى از شيوههاى ستونسازى يونانى است 3 - در الحضر ( هاترا ) - در كنار دجله ( از طرف دست راست ) خرابههائى است كه تقريبا هزار ذرع شعاع آن است در اينجا معمارى ايرانى ديده مىشود و ليكن طاقها به شيوه رومى است 4 - در بيستون گودرز تقليد از داريوش اوّل كرده و با حجّارى هاى برجسته فتح خود را نسبت بمهرداد نشان داده و كتيبهاى هم نويسانده كه به زبان يونانى است حجّاريهائى هم در تنگ سااولك در كوههاى بختيارى در 1841 م . بارون دوبد « 1 » يافته كه بعضى از محقّقين نسبتش را بدوره اشكانى ميدهند در ايران راجع بصنايع اشكانى بجز سكّهها چيز مهمّى بدست نيامده و ليكن در شهر تدمر « 2 » واقع در شامات كه واسطه تجارت بين ايران و درياى مغرب بود و نيز در هند از حفريّات اشيائى بدست آمده كه مربوط بدوره اشكانى است رويهمرفته صنايع اين دوره خيلي كم و از صنايع دوره هخامنشى پستتر است از فنون اين دوره چيزى كه مورد شبهه نيست فنون جنگى است كه در نزد پارتيها خيلى متداول بوده و مخصوصا اسبسوارى و تيراندازى را جوانها ميبايست ياد گيرند يك اسلوب جنگى معمول سوارهاى پارتى بوده كه معروف بجنگ گريز است و شرح آن در فوق گذشت از فنّ محاصره و استعمال آلات و ادوات محاصره بهرهاى نداشتند چنان كه آلات محاصره و قلعهگيرى روميها را وقتى هم كه ميگرفتند خراب ميكردند پياده نظام تعريفى نداشت و نيز ديده نميشود كه قشون جاويدان دوره هخامنشى در اين دوره هم باشد از علوم دورهء اشكاني چيزى نميتوان گفت چه آثارى نمانده ولى چون چيزهاى بسيارى كه در زمان اشكانيان معمول بوده در دوره ساسانيان نيز محفوظ مانده از اين نكته ميتوان استنباط كرد كه در اين دوره هم مانند دوره ساسانيان مغها خواندن و نوشتن و حساب كردن را بمردم مىآموختند .
--> ( 1 ) - BARON DE BODE ( 2 ) - تدمر را يونانيها پالمير ميناميدند خرابههاى اين شهر در صحراى شامات واقع است و آثارى دلالت مىكند كه سابقا رونق زياد داشته الحضر - گلوئى و حجّاريهاى برجستهء طالار جنوبى قصر اصلى صورتهاى پارتى